صفحه اصلياخبار فرهنگيمقالات فرهنگيمناسبت هادرباره ماتماس با ماجستجوقرآنکتب 
●   شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ انگلیسی

ازدواج موقت و نقش آن در حفظ ايمني جامعه
حكمت تشريع چيزي به نام نكاح متعه، براي حفظ ايمني جامعه از فساد روابط جنسي است. اولين كاربرد آن اين است كه هيچ زن و مردي در جامعه، عزب نمانند تا دچار رفتار فاسد، شوند كه رسول خدا فرمود: انّ من سنّتنا النكاح; شراركم عزّابكم، و اراذل موتاكم عزّابكم، ويحك يا عكاف تزوّج، تزوج فانّك من الخاطئين:[1] نكاح از سنّت ماست; شرورترين شما عزب‌هاي شما هستند، و پست‌ترين مردگان شما عزب‌هاي شما هستند. و‌اي بر تو اي عكاف (نام كسي است) ازدواج كن، ازدواج كن، زيرا تو از خطا كاراني. ـ يعني كساني كه زندگي مجردي را بر مي‌گزينند، گزينش‌شان غلط است.


نكات:


1ـ اشرار زياد هستند: دزدان، قاتلان، كلاه برداران، زور گويان و... و... آيا عزب‌ها از همه اشرار شرورترند؟ سخن در «شرارت بالفعل» است; دزدان، قاتلان و... شرور بالفعل هستند و شرورتر از عزب‌ها هستند. اما عزب‌ها «شر بالقوّه» هستند نه تنها هميشه در معرض سقوط به شرّ هستند بل‌كه شر آنان منشأ ديگر شرّها مي‌شود. بنابراين: از نظر بالقوّگي، عزب‌ها شرورترين گروه جامعه هستند. زيرا جامعه‌اي كه دچار فساد جنسي شود، دچار هر فساد ديگر نيز مي‌شود.


يك نگاه به آمار قتل در اروپا، سرقت‌هاي سازمان يافته، تشكيلات مافيائي، صفير گلوله‌ها در فضاي كلاس‌هاي دبستاني و دبيرستاني، تجاوز پدران به دختران شان، ده‌ها نوع بيماري ناشي از كمونيزم جنسي به ويژه ايدز، و... و...


2ـ مردگان پست: مردگاني كه رذل صفت و پست خصلت هستند: در زندگي دنيوي پست‌ترين خلجانات ذهني، در ذهن عزب‌ها تحرك مي‌كند. پست تر از خلجانات سرقت و قتل در ذهن سارقان و قاتلان. آيا به نظر شما سارقان و قاتلان مافيائي اروپا پست ترند يا آن عده از پدران اروپائي كه به دختران خودشان تجاوز مي‌كنند؟ ـ؟ مرده، جنازه، قبر و گورشان نيز در نظر مردم (حتي مردم خودشان) پست و مورد تنفر است. گورهاي مافيائيان در مقايسه با آنان از نوعي احترام برخوردارند.


در آخرت نيز حساب اين پست صفتان، با ديگر مجرمان، تفاوت ماهوي خواهد داشت.


باز از امام صادق (ع) نقل شده كه رسول خدا (ص) فرموده است: رذّال موتاكم العزّاب:[2] پست صفتان مردگان تان، عزب‌هاي تان هستند.


متعه تشريع شده تا هيچ زن و مردي براي عزب ماندن خود بهانه‌اي نداشته باشد. مردي كه به دليل نقص جسمي يا روحي يا هر دليل ديگر واقعاً توان به عهده گرفتن مسؤليت نكاح دائم را ندارد. نكاح متعه كند. همين طور زن، مردي كه همسرش وفات كرده با محاسبات صحيح نتيجه مي‌گيرد كه ازدواج دائمي براي او و كودكانش، صلاح نيست، متعه كند. زني كه شوهرش مرده و مسؤليت مديريت خانواده بر عهده اوست، با بررسي عاقلانه تشخيص مي‌دهد كه نبايد ازدواج دائم بكند زيرا با حفظ مسؤليت خانواده نمي‌تواند به مسؤليت نكاح دائم، عمل كند، متعه كند، و... و... آن مردي كه با وجود همسرش باز با تحركات ذهني، رواني، دچار خلجانات جنسي است يعني همان شرايط عزب‌ها را دارد، به جاي انديشه فاسد و خطرناك (كه گاهي به فجايعي مانند قتل نيز منجر مي‌شود)، برود متعه كند. و ده‌ها و صدها مورد از موارد شر و خطر و فساد كه به وسيله متعه از جان جامعه برطرف مي‌شود. در جامعه زمينه‌اي براي سفاح، اخدان، زنا، نمي‌ماند. كه معروف است: ابن عباس مي‌گفت «لولا تحريم المتعة ما زني الاّ شقي»: اگر متعه را تحريم نمي‌كردند، هيچ كسي زنا نمي‌كرد مگر شقي. اين سخن ابن عباس را آوردم، زيرا متون اصلي اهل سنت نيز اين سخن را نقل كرده‌اند از جمله سيوطي در «درالمنثور» ذيل آيه 24 سوره نساء. و گرنه، عين همين سخن از امير المؤمنين (ع) نيز آمده است.[3] و از امام صادق (ع) نيز رسيده است.[4] متعه، رحمت است، رحمت خدا براي ايمني زيست فردي و اجتماعي: عن ابي عبداللّه (ع) في قول اللّه عزوّجلّ «ما يفتح اللّه للنّاس من رحمة فلا ممسك لها» قال: و المتعة من ذلك:[5] امام صادق (ع) درباره آيه «آن چه خداوند از در رحمت به روي مردم مي‌گشايد كسي از آن جلوگيري نكند (يا: كسي نتواند از آن جلوگيري كند)، فرمود: متعه از اين قبيل است.


تشويقات: در احاديث شيعه، مردم نسبت به متعه تشويق شده اند. اين تشويقات در دو زمينه است:


1ـ تشويقاتي كه ناظر به اصل لزوم چيزي به نام متعه در جامعه، براي حفظ ايمني و تامين ايمني جامعه هستند كه به شرح رفت.


2ـ تشويقاتي كه در جهت هدف ديگر هستند، و آن پيش گيري از ريشه­دار شدن يك «بدعت» در جامعه است; تحريم متعه يك بدعت بود، بدعتي كه امروز خود سنيان به اهميت متعه پي برده و از آن بدعت روي بر مي‌تابند. در مصر ازدواج موقت تحت عنوان «الزّواج العرفي» رايج شده و مورد تأييد سران الازهر هم گشته است.


در ميان احاديث شيعه، حديث‌هايي هستند كه فقط براي مبارزه با تحريم متعه، به ازدواج موقت تشويق كرده اند. متاسفانه گاهي اين حديث‌ها مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرند و مسئله از ماهيت صحيح خود خارج مي‌شود.


بديهي است بهانه و بهانه‌هايي براي تحريم متعه بوده و هنوز هم هست. به ويژه تحريك غيرت مردم بر عليه متعه. يعني به حساس‌ترين رگ روحي مردم متوسل مي‌شوند. حديث‌ها در مقابل اين بهانه‌ها و اين سختگيري، جانب مشروعيت و آسان گيري، متعه را مطرح مي‌كنند. تا متعه رونق گيرد و بدعت تحريم و ريشه دار نگردد.


مرحوم شهيد ثاني (ره) در شرح لمعه باب نكاح المتعه، مي‌گويد: «مع كثرة اختلاف اخبارنا الّذي اكثره بسبب التّقية و كثرة مخالفينا فيه لم يوجد خبر واحد منها يدلّ علي منعه و ذلك عجيب»: با اين كه در ميان اخبار ما (شيعيان) اختلاف زياد است و اكثر اين اختلاف‌ها به دليل تقيه است و با اين كه در اين مسئله مخالفين ما زياد هستند، حتي يك حديث هم وجود ندارد كه بر منع از متعه دلالت كند، و اين شگفت است.


كسي كه با فقه و احاديث شيعه آشنا باشد، به اهميت اين سخن شهيد پي مي‌برد. متعه تنها مسئله‌اي است كه اهل بيت (ع) بدون هر گونه تقيه‌اي در مخالفت با تحريم آن، كوشيده اند.


منبع: كتاب : حلقات (3) جامعه شناسي متعه
نويسنده : مرتضي رضوي

دانلود پی دی اف
http://www.binesheno.com/pdf/halagat-3.pdf
--------------------------------------------------------------------------------

[1]. مستدرك، ج 14 ص 156.


[2]. وسائل: ابواب مقدمات نكاح، باب 2 ح 3.


[3]. وسائل، ابواب المتعه، باب 1 ح 2.


[4]. همان، ح 24.


[5]. همان، ح 18.
CopyRight@sadeqi